بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 


مبحث اول – هشدار جمادی الاول!        
آنچه سبب شده است که طی این چند سال در ایام ماه جمادی الاول اعلان تذکری بنمائیم درواقع برمی گردد به احادیث رسیده از جانب اهل بیت علیهماالسلام که درآنها به برخی رویدادهای آخرالزمانی اشاره شده است که سرآغاز آنها ماه جمادی الاول است.    
 همانگونه که چندین بار طی مقالات سالهای گذشته اشاره شده، درنامه ای که امام زمان علیه السلام به جناب شیخ مفید می نویسند، آن بزرگوار را نسبت به وقوع "رویدادی عبرت آموز" آگاه می نمایند که به هنگام فرارسیدن ماه جمادی الاول رخ می نماید!      
گرچه درظاهر امر به نظر می رسد که این تذکر و اعلان هشدار، یک تذکر خاص، برای یک مقطع زمانی خاص و برای یک فرد خاص بوده باشد، اما درواقع چنین نیست!!!     
فقید سعید جناب آیت الله سید محمدکاظم قزوینیرحمة الله علیه در کتاب "امام مهدی از ولادت تا ظهور" ضمن شرح و تفسیر نامه دوم امام زمان علیه السلام به شیخ مفید رحمة الله علیه، راجع به پیچیدگی مفاهیم موجود دراین 2 نامه بسیار حساس چنین می نویسند:  
"...این نامه مبارک نیز همچون نامه پیشین آن حضرت، بسوی شیخ مفید دربردارنده رازها و رمزها و کنایه های بسیاری است که جز دریافت دارنده آن، دیگری از آنها آگاه نیست و نیز دارای خبرهائی از رخدادهای آینده است و واژه های نامأنوسی(واژه های نامتعارف و غیرمعمول) در آن بکار رفته است، که البته همه این پیچیدگیها و روشنگریها و راز و رمزها تنها از بینش و حکمت و عنایت خاص آن امام گرامی سرچشمه گرفته است..."    
با عنایت به توضیحات فوق به نظر می رسد که ؛        
این نامه خصوصی دارای ابعاد غیرخصوصی و عام نیز باشد آنچنانکه در مقاطع مختلف زمانی قابل تعبیر و تأویل است. فرضاً ممکن است اینطور برداشت گردد که در هرمقطعی از تاریخ آخرالزمان(پس از نبوت آخرین فرستاده الهی حضرت محمد صلی الله وعلیه وآله تا به امروز) که جامعه بشری بسوی شرایطی بسیار بحرانی و فوق العاده حساس به پیش رفته و نزدیک شود، لاجرم به همراه آن احتمال وقوع حوادثی نامتعارف نیز پدید می آید که نقطه آغازین آنها در ماه جمادی الاول است!     
و صدور این بیانیه هشدار از سوی اینجانب نیز با توجه به شرایط کنونی جهان معاصر است! والسلام

مبحث دوم – موسم شرارت !    
این حقیر به دوره 40 روزه ای که سیاره زهره و زمین طی آن"مقارنه داخلی - inferior conjonction"برگزار می نمایند، "موسم شرارت" لقب داده ام!        
سیاره زهره طی هر 584 روز یکبار به نزدیکترین فاصله با سیاره زمین(درحدود 42 میلیون کیلومتر) میرسد و ضمن انجام یک مانور دوار که 40 روز به طول می انجامد از کنار زمین عبور می نماید. این سیاره 20 روز قبل از مقارنه با زمین، از مدار اصلی خود خارج شده و وارد یک مدار فرعی(Loop station) می گردد و پس از انجام مقارنه و عبور از کنار زمین، در حدود 20 روز نیز به طول می انجامد تا از این مدار فرعی خارج شده و به مدار اصلی خود بازگردد.    
بسیاری از افراد معارض در طی این چند سال اینجانب را بسیار مورد تمسخر قرارداده و مضحکه نموده اند!      
اساس سخن آنها این بوده است که ؛ یک رویداد نجومی چه ارتباطی به این مسائل دارد!؟ و مقارنه سیاره زهره و زمین، چه ربطی به فتنه و آشوب دارد!؟       
اما بزرگواران! علیرغم تمامی این طعنه ها، مخالفت ها و هجمه استهزاء ها، باید عرض نمایم که بنده همچنان قرص و محکم پای سخن خود ایستاده ام و حتی به اندازه یک گام نیز عقب ننشسته ام!     
وقتی کشند و جاذبه کره ماه _که جزئی از زمین است_ در بدر کامل و نیز سایر پوزیشن ها، تاثیرات مختلفی برروی زمین و ساکنانش می گذارد(از جمله جزر و مد آب دریاها و اقیانوسها و تاثیرات اقلیمی و تاثیرات روی خلق و خوی افراد)، چگونه میتوان انتظار داشت که نزدیکی یک سیاره بیگانه به زمین(آنهم سیاره ای که دقیقاً عکس جهت گردش زمین به دور خود می گردد) تلاطم و آشوب و آشفتگی را درپی نداشته باشد!؟  
 این حقیر از نقطه نظر شخصی قویاً معتقدم، مادامیکه سیاره زهره در گردش مداری و گردش وضعی خود به یک روال طبیعی و منطقی بازگشت ننماید، همواره نزدیکی این سیاره شوم به سیاره زمین خطرساز بوده و موجب هراس و دلهره و پیام آور رویدادها و اتفاقات نامیمون و بدشگون است!

به هرتقدیر تصویر ذیل نشان دهنده یک نمای کلی از سیاره زهره و زمین طی مقارنه ماه مارس سال  2017 می باشد:

1)روز شنبه 14 اسفندماه 1395 (4Mar.2017) سیاره زهره از مدار اصلی خود خارج شده و وارد مدار فرعی خواهد شد.

2)روز شنبه 5 فروردین ماه 1396 (25Mar.2017) سیاره زهره مقارنه داخلی خود را با سیاره زمین به انجام خواهد رسانید.

3)روز شنبه 26 فروردین 1396 (15Apr.2017) سیاره زهره مدار فرعی را ترک گفته و به مدار اصلی خود بازخواهد گشت.

 

مبحث سوم – یهود و ارثیه کوانتمی!      
برای درک بهتر مبحث سوم، مقدمتاً می بایست به این مطالب رجوع فرمایید:

الف - مجموعه 3 جلدی پیش از رستاخیز صفحات 479 تا 486   
ب - مجموعه 3 جلدی پیش از رستاخیز صفحات 631 تا 669     
ج - پست 108 وبلاگ venustransit باعنوان "صفرالمظفر یا نوامبر خونین"       
د - کتاب هالیوود و آخرالزمان صفحات 121 و 122

همانطورکه سابقاً در مطالب فوق نیز ذکر شده، ذرات اسرائیلی(یا همان قوم بنی اسرائیل) در عالم ذر (یا همان جهان نوسانات کوانتمی) قابلیتی را از خود به نمایش گذاشتند که منحصر بفرد بود و احتمالاً به همین سبب و البته بنابر مشیت و مصلحت الهی آنها سطحی از اقتدار را کسب نمودند که آن نیز در نوع خود منحصر بفرد بود!         
و بدین ترتیب آنها این 2 ویژگی خاص و منحصر بفرد را بعنوان یک ارثیه به همراه خود از جهان کوانتمی(عالم قبل) به جهان کلاسیکی(عالم حال) آوردند، ارثیه ای که به سبب مداخله شیطان برای آنها به ارثیه ای شوم و سرنوشتی نکبت بار در جهان کلاسیکی مبدل گردید!  
قوم بنی اسرائیل هرگاه در اتفاق باشند از قدرتی شگرف و اعجاب انگیز برخوردار می گردند که متاسفانه به فتنه ابلیس این نیروی شگرف آنها درخدمت آن ملعون می باشد و از دیرباز درعالم سبب ساز فساد و تباهی است!     
شیطان همواره درقبال دادن وعده های پوچ و فانی به بنی اسرائیل از این نیروی برتر آنها در راستای آزار و اذیت و عذاب و نابودی سایر اولادآدم استفاده نموده است. آن ملعون رانده شده درگاه الهی چون اجازه رویاروئی مستقیم با بنی آدم را نداشت، همواره برای برپائی فتنه ها بنی اسرائیل را جلو می انداخت و این قوم بزدل و ترسو نیز از آنجائیکه جرأت و شهامت مواجه و رویاروئی مستقیم را در فتنه ها و آشوب هائی که خود بپا می نمودند، نداشتند، بنابراین همواره انسانهای جاهل و بی مغز و خبیثی نظیر ابن ملجم، یزید، چنگیز، هیتلر، استالین، ترومن، بوش و سایر جنایتکاران و نسل کشان جهان را به پیش می فرستادند. به همین علت شما اگر در تمامی فتنه هائی که پس از اتحاد ابلیس و یهود(از حدود 3000 سال قبل تا به امروز) در زمین برپا شده است نظری بیفکنید در ظاهر هیچ رد و اثری از شیطان و یهود نمی بینید!          
اما بنی اسرائیل چگونه و به چه ترتیب از این قدرت اعجاب انگیز و توان منحصر بفرد خود استفاده می نمود!؟               
باید گفت که آنها برای استفاده از این توان شگرف در بعد منفی، در دو نوبت پیاپی اقدام به ایجاد فساد می نمودند و پس از تجمیع نیروی لازم، در مقابل اوامر خداوند متعال سر به طغیان برمی داشتند!       

درواقع مفسده اولیه و مفسده ثانویه که آنها مرتکب می شدند درحکم نوعی تجمیع قوا و برآیند نیروهای منفی بود که به آنها توان و نیروئی مضاعف می داد و این توان مضاعف موجب گستاخی بیش از حد آنها می شد تا جائیکه به مشیت الهی حمله می بردند، و این جسارت آنها درحکم همان گردنکشی و طغیان بزرگ بود!
بنابر روایات رسیده از بزرگان دین، شاخص ترین موارد این فساد و گردنکشی بنی اسرائیل در طول تاریخ با این موارد مطابقت داده می شود؛

مورد اول –

در بعضی از تفاسیر قتل دو پیامبر بزرگ الهی، حضرت زکریا علیه السلام و حضرت یحیی علیه السلام که به فتنه بنی اسرائیل صورت گرفت، بعنوان مفسده اول و مفسده دوم برشمرده می شود و درپی این دو فساد، پی ریزی توطئه قتل حضرت مسیح علیه السلام بعنوان طغیان و گردنکشی بزرگ آنها محسوب می گردد.       
البته همانگونه که در قرآن نیز اشاره شده، به تدبیر الهی این توطئه ناکام و عقیم ماند و خداوند تعالی، عیسی علیه السلام را بی آنکه قبض روح نماید و با همان کالبد جسمانیش بسوی بالا برد و در آسمان چهارم اسکان داد.      
 اما یهودیان و دشمنان عیسی علیه السلام به اشتباه یکی از حواریون وی بنام یهودا اسخریوطی را به جایش به صلیب کشیدند و پیوسته می پنداشتند که عیسی علیه السلام را بردار کرده اند، درحالیکه به فرموده قرآن امر برآنها مشتبه شده بود!  "وَمَکَرُواْ وَمَکَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ"

مورد دوم –

در برخی دیگر از روایات و تفسیرها، قتل امام اول و دوم ما شیعیان را منتسب به مفسده اول و دوم یهود دانسته و قتل حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام را گردنکشی و طغیان بزرگ آنها برشمرده اند!    
یهود بواسطه دانشی که دراختیار داشت می دانست که سرانجام امور اهل عالم به دست باکفایت شجره امامت منتسب به آخرین فرستاده خدا، حضرت محمد صلی الله و علیه و آله اصلاح خواهد گردید. یهود همواره بدین امر حسادت می نمودند، بنابرین به فتنه شیطان تصمیم گرفتند تا این شجره را قطع نموده و از امر انتقال منجی آخرالزمان از طریق بنی اسماعیل جلوگیری به عمل آورند. لذا در جریان حادثه کربلا به یزیدملعون و سپاهیانش گفتند که؛ "از فرزندان حسین، هرکه نامش علی بود، بکشید!"     
اما بنابر مشیت الهی، بیمار مصلحتی صحرای کربلا، حضرت علی ابن الحسین زین العابدین علیه السلام که عامل اصلی انتقال شجره امامت بود، در میدان نبرد حاضر نبود و به همین علت این گردنکشی و طغیان بزرگ یهود نیز ناکام ماند!      
فراست و کیاست امام حسین علیه السلام در این واقعه –          
اما حسین علیه السلام که به علم امامت خویش به مقصود ایشان پی برده بود و این را نیز می دانست که آن سپاه فریب خورده و فرمانده شان عمرسعد بسادگی دست بردار نخواهند بود، پس از شهادت حضرت علی اکبرعلیه السلام رو به سپاهیان عمرسعد نمود و سخنی را گفت که سبب شد تمام آنها که به دنبال قطع شجره امامت بودند خیالشان آسوده گردد و تصور کنند که به مقصود خویش رسیده اند!        
ایشان رو به عمرسعد لعنت الله علیه کرده و فریاد زد:
" یا ابن سعد! قطع الله رحمک کما قطعت رحمی. "    
ای پسر سعد! خدا نسل تو را قطع کند، همانگونه که نسل مرا قطع کردی.    
بدیهی بود که عمرسعد و سپاه عظیم او  _که بی گمان جاسوسان یهودی نیز درمیان آنها بود_ با شنیدن این اقرار و اعتراف صریح امام علیه السلام به مقطوع النسل شدنش، یقین حاصل کردند که مأموریت خویش را به انجام رسانیده و شجره امامت را قطع نموده اند!       
اما در حقیقت مفهوم واقعی این سخن امام حسین علیه السلام چنین بوده است:          
" ای پسر سعد! خدا نسل تو را قطع کند همانگونه که نسل مرا از جانب علی اکبر قطع کردی. "       
ضمن اینکه باید اذعان داشت حتی اگر امام زین العابدین علیه السلام نیز در کربلا به شهادت رسیده بود، بازهم شجره امامت قطع نمی شد چرا که امام محمدباقرعلیه السلام فرزند ایشان و ادامه دهنده راه امامت، تولد یافته و درآن هنگام یک طفل چهارساله بود!  "وَمَکَرُواْ وَمَکَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ"                

ماجرای گردنکشی و طغیان آخرالزمانی یهود!

اما وقتی کار به اینجا رسید و ابلیس لعنت الله علیه دید که مسیح علیه السلام به آسمانها رفته و شجره امامت نیز متوقف نشده، رو به یهود فاسق کرده و گفت:    
" ای دوستان من! حال که این شجره امتداد یافته و نقشه ما نقش برآب شده و آرزوهای ما بربادرفته و منجی و مصلح آخرالزمان از دست ما گریخته اند، پس بیائید تا کاری کنیم که لااقل ظهور و حضورشان درآخرالزمان بیهوده و بی فایده باشد!!!"        
اما یهودیان فاسق رو به ابلیس لعنت الله علیه کرده و به او گفتند:  
" ای ارباب خبیث ما و ای فرمانروای پلید! ما دیگر چه کاری میتوانیم انجام دهیم و چه کاری از ما ساخته است!؟"       
ابلیس لعنت الله علیه پاسخ داد:    
" بروید و مدرسه را خراب کنید و شاگردانش را قتل عام نمائید تا وقتی معلمانش آمدند، نه مدرسه ای باقیمانده باشد و نه کلاس درسی و نه حتی شاگردانی که بخواهند به آنها درس بدهند!!! "         
(یعنی زمین را نابود کنید و ساکنانش را نیز معدوم و سربه نیست نمائید تا وقتی منجی و مصلح آخرالزمان _ مهدی و مسیح علیهماالسلام _ به میدان آمدند چیزی برای نجات دادن و کسی برای اصلاح شدن موجود نباشد. و بدین ترتیب منجی و مصلح آخرالزمان را نامید کنید!)

پس بنابراین سفارش ابلیس لعنت الله علیه، یهود کمر همت بسته و رفتند تا به فکر مفسده و گردنکشی آخرالزمان باشند! 
به اعتقاد اینجانب دو جنگ جهانی اول و دوم در حکم دو مفسده آخرالزمانی قوم یهود بوده است تا بواسطه آن به گردنکشی و طغیانی سربردارند که نتیجه آن نابودی زمین و ساکنانش باشد!   
اما باید گفت که:        
اگر این خداوندتعالی است که تدبیر امور عالم هستی را در اختیار خود دارد و اگر همو بوده است که گردنکشی ها و طغیانهای این قوم غضب شده و ارباب ملعونشان را در طول تاریخ ناکام گذاشته است، پس بی گمان یقین بدانید که این بار نیز؛ "وَمَکَرُواْ وَمَکَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ"

کلام پایانی –     
شیطنت ها و حرکات فتنه گرانه یهود چند سال پس از انقلاب دوباره در مملکت ما شکل گرفته و حتی گزارشاتی می رسد که آنها تا مراتب بالا و بسیار پیش رفته ای نیز در سیستم نفود کرده اند و عزم خود جزم نموده اند تا کشور ما را از درون متلاشی نمایند!        
اسرائیل و ابلیس هم اینک به درون کشور ما کوچ کرده و جولان می دهند، آنوقت رفقای ما در فکر نابودی اسرائیل از راه دورند!!!... آقایان اسرائیل داخل مملکت ایران است اگر می خواهید نابودش کنید: بسم الله!  امروزه بوی تعفن و فساد مرگباری که از جای جای این مملکت به مشام می رسد بوی فساد اسرائیلی است!!!          
اما اخیراً در کشور اتفاقاتی رخ داده که توجه و حواس افکار عمومی را نزدیک به یکماه است که کاملاً تحت الشعاع خود قرارداده و درگیر نموده است!          
نه یقیناً و نه تحقیقاً، اما از دیدگاه اینجانب احتمال می رود که دو رویداد 19 دیماه و 30 دیماه، دو بچه فتنه از سوی یهود بوده باشند. و اگر این گمان صحیح بوده باشد باید به یاد آورد که:    

اما در پایان رو بسوی خداوند تعالی می نمائیم و به اذن و اجازه حضرتش، او را چنین می خوانیم:       
ای خالق هرچیز و ای مالک همه چیز و ای کسیکه ملکوت آسمانها و زمین به دست توست؛   
ای حضرت الله جل جلاله ! تو را به حق ذات فناناپذیرت، و به حق چهارده معصوم علیهماالسلام، و به حق نور المبین قرآن الکریم، سوگند می دهیم که این ارثیه شوم را تا ابد بر بنی اسرائیل حرام فرمائی و این توان و قدرت فساد برانگیز را از دست ایشان خارج نمائی،باشد تا آنها رستگار شده و خلق تو نیز از شر آنها ایمن گردند. آمین یارب العالمین