بسم الله الرحمن الرحیم

 

 


شرح و تفسیری بر ایام مستعد ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام

مقدمه –        
از زمانیکه سه گانه  "وقت ظهور کی خواهد بود؟" ، "تقویم سفیانی" ، "ایام مستعد ظهور" به قلم این حقیر به نگارش درآمد، بارها و بارها و مرتباً و مکرراً به اینجانب اعتراض شده است که:  
شما چرا وقت گذاری می کنید؟
مگر شما در روایات نخوانده اید که از تعیین وقت ظهور باید پرهیزکرد؟    
شما نمی دانید که وقت گذاران از دروغگویانند؟
و و و ...         
البته پاسخ اینجانب نیز در برابر خیل این اعتراضات و انتقادات همواره پاسخی منطقی بوده است!       
اینجانب هرگز درطی مقالاتم وقتی برای ظهور معین نکرده ام و این نکته در جای جای مقاله به خوبی مشهود است.ما باید بدانیم که مقصود از تعیین وقت اینست که کسی ادعا کند از زمان دقیق ظهور اطلاع دارد و امر ظهور قطعاً در فلان تاریخ واقع خواهد شد!    
اما آنچه ما در این دسته از مقالات نسبت به آن اطلاع رسانی نموده ایم تنها ایامی هستند که در این وادی آخرالزمان نسبت به سایر اوقات و ازمنه از استعداد بیشتری برای رخ داد امر فرخنده ظهور حضرت مهدی علیه السلام برخوردارند!         
اجازه بدهید مثالی بزنم؛        
امیر،یاسر،ناصر،نادر و حسین دانش آموزان مقطع پایانی دبیرستان هستند..روزی یکی از دبیران باسابقه و بازنشسته دبیرستان به نام آقای خسروی به مجتمع مراجعه می کند...مدیر دبیرستان آقای جوادی از وی می پرسد:      
جناب دبیر خسروی به نظر شما کدامیک از این پنج دانش آموز برجسته ما در رشته پزشکی قبول خواهد شد!؟  
دبیر خسروی پس از ساعاتی گفتگو با این پنج دانش آموز و همچنین بررسی سوابق تحصیلی ایشان به مدیر دبیرستان اینچنین پاسخ می دهد:                
آقای جوادی نتیجه کار را که فقط خدا می داند اما با توجه به ارزیابی بنده به نظر میرسد که نادر و حسین استعداد و شانس بالاتری برای قبولی در رشته پزشکی داشته باشند!              

خب در این مثال اگر خسروی می آمد و می گفت که حسین و نادر قطعاً و بدون شک در رشته پزشکی قبول خواهند شد، او معاذالله موضوعی را بطور جزم بر امور الهی تحمیل کرده بود و این دقیقاً گزینه ای همتراز همان وقت گذاری برای امرظهور است.اما می بینیم که او می آید و با توجه به شرایط موجود و همچنین سوابق آن دانش آموزان یک پیش بینی انجام می دهد و افراد صاحب استعداد را شناسائی نموده و از سایرین متمایز می کند...    
آنچه که ما در این مقالات تحت عنوان "ایام مستعد ظهور" به آنها اشاره کرده ایم در حقیقت چیزی مشابه همین مثال است.در واقع ما آمده ایم و با توجه به احادیث و روایات نقل شده از معصومین علیهماالسلام و مقابله آنها با تواریخ فعلی، ایامی را مشخص نموده ایم که برای امر فرج از استعداد بیشتری نسبت به سایر اوقات برخوردار هستند چنانچه گذشتگان و آیندگان نیز با استناد به روایات معصوم علیه السلام توانائی انجام چنین پیش بینی را داشته اند و یا خواهند داشت تنها آنچه که در این بین مهم است دقت نظر و همچنین اعتماد به قول معصومین علیهماالسلام است.      
و اما اعتراض دیگری که به اینجانب شد،این بود که؛    
چرا شما در مقاله "در مسیرظهور" تعیین تاریخ و اوقات نموده اید!؟      
ببینید پاسخ این اعتراض نیز کاملاً واضح است: 
اولاً که بازهم در این مقاله ما هیچ اشاره ای به تاریخ ظهور نکرده ایم بلکه تنها علائم حتمیه را در یک اشل زمانی گنجانده ایم و در واقع به نوعی تقدم و تاخر علامات را مشخص نموده ایم چرا که اگر بنا برمشیت و اراده الهی امر رخ داد خلق الله بدانند که علت وقوع وقایع چیست و در چه مسیری در حال حرکت هستند!        

چگونگی شناسائی اوقات مستعد ظهور - 
در خصوص رویداد خجسته ظهور حضرت مهدی علیه السلام ، روایات نقل شده از معصومین علیهماالسلام و احادیث مربوطه(خصوصاً از ناحیه امام باقر و امام صادق علیهماالسلام) اشاره به 3 نکته کلیدی و بسیار مهم دارند: 
اول اینکه کثیری از روایات و احادیث پیش درآمد امر ظهور را صیحه جبرئیل می دانند که به بانگ آسمانی مشهور است و تاریخ وقوع آن را نیز شب جمعه بیست و سوم ماه رمضان سال قبل از ظهور می دانند...       
دوم اینکه مطابق با همین روایات و احادیث، تاریخ و زمان آغاز جنبش جهانی حضرت ولی عصر علیه السلام چهار ماه پس از رویداد صیحه آسمانی، یعنی در اوایل محرم الحرام سال جدید(یا درواقع همان سال بعد از صیحه و در روز عاشورا) خواهد بود...   
سوم اینکه ماه محرمی که موسم شروع جنبش و حرکت جهانی حضرت مهدی علیه السلام خواهد بود سرآغاز یک سال قمری فرد است(همانند سالهای،1437،1445،1453 که سال فرد قمری محسوب می گردند)...  
خب بدیهیست که با یک بررسی اجمالی شما متوجه خواهید شد که این ویژگی در تقویم قمری فقط در یک پریود 8 ساله قابل تکرار است، یعنی درواقع یک زنجیره عددی ثابت است!!     
و اگر اندکی دقیق تر بررسی نمائید متوجه می شوید که این رشته عددی دقیقاً از سال 347 قمری یعنی 18 سال پس از غیبت کبری آغاز شده است و همچنان ادامه دارد؛

347،355،363،371،379،387،395،403،411،419,…,1405,1413,1421,1429,1437,1445,1453,1461,…    

(سال 411 قمری در میان ایام مستعد ظهور یکی از سالهای بسیار مهم و قابل توجه است چراکه در سال ماقبل و سال مابعد آن، حضرت ولی عصر علیه السلام 2 نامه بسیار مهم به جناب شیخ مفید مرقوم نموده اند؛ نامه اول در صفر 410 و نامه دوم در شوال 412)

دراینجاباکمال تاسف،تالم وتاثربایدگفت که این ما شیعیان هستیم که با شعار"کذب الوقاتون،کذب الوقاتون" ما را سالهاست که در بی خبری و ناآگاهی نگهداشته اند وگرنه دشمنان حضرت مهدی علیه السلام به تمامی این موارد اشراف و آگاهی کامل داشته و سالیان سال است که در این ایستگاه ها  در کمین حضرتش نشسته اند!!!    

همانگونه که در پست شماره صدوپنج وبسایت ترانزیت نیز مختصراً اشاره کرده بودم؛   
اسناد ویکی لیکس چندین سال قبل طی یک افشاگری عنوان می کند که آمریکائی ها در سالهای 1994، 2001 و 2008 میلادی منتظر ظهور امام زمان علیه السلام و نبرد با او بوده اند!      
اما نکته جالب و تکان دهنده اینجاست که شما وقتی این سالها را مورد بررسی قرارمی دهید به سادگی متوجه می شوید که این سالها یا دقیقاً منطبق بر یکی از همین سالهای مستعد ظهور است و یا اینکه در نزدیک ترین فاصله ها با آن قرارداشته! 

حال سوال بنده از شما اینست که؛    
موضوعی اینچنین مهم(ایام و سالهای مستعد ظهور)که حتی دشمنان امام زمان علیه السلام ازآن آگاه و باخبرند، شیعیان و دوستداران آن حضرت چرا و به چه دلیل نبایست حق دانستن آن را داشته باشند!؟

قطار غیبت و ایستگاه های ظهور -
اگر عصر غیبت سرور و مولایمان حضرت مهدی علیه السلام را به قطاری تشبیه کنیم، سالهای مستعد ظهور آن حضرت را  -که در رشته عددی بالا بدان اشاره شد- می توانیم درحکم ایستگاه های اصلی واقع شده در مسیر حرکت این قطار در نظر بگیریم!  
خب بدیهیست که در یک جریان منطقی و روال عادی وقتی که مسافران ما در یک ایستگاه از قطار پیاده نشوند بدین مفهوم است که احتمالاً باید در ایستگاه های بعدی منتظر آنها بمانیم چرا که هیچ قطاری در مسیر حرکتش به عقب بازنمی گردد!   
پس ما نیز اگر بخواهیم منطبق بر همین روال منطقی در خصوص امر ظهور بحث نمائیم، در نظر اول باید بگوئیم که قرارانتظار بعدی ما برای امر ظهور سال 1445 قمری خواهد بود پس بنابرین بهتر است که همگی دفتر و دستک خویش ببندیم و هرکسی پی کار خود و امورات روزمره اش برود تا انشاالله 7 – 8 سال دیگر دوباره یکدیگر را ببینیم و دور هم بنشینیم و در مورد بحث شیرین ظهور حضرت شکرپراکنی کنیم!!!                 
بی پرده باید عرض کنم که اگر نوع انتظار کشیدن ما برای ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام اینگونه بوده و وابسته به یک زنجیره عددی و تابع آن باشد که وااسفا برای آن حضرت با این جماعت چشم انتظارش!     
 ما بارها و بارها شنیده ایم که یک منتظر واقعی باید در هر زمان و در هر شرایطی چشم انتظار ظهور حضرتش باشد بدین علت که اینگونه انتظار کشیدن در حقیقت ایمان و باور بسیار قوی بندگان منتظر را نسبت به اراده و مشیت حضرت باریتعالی می رساند چراکه آنها به خوبی می دانند که خداوند قادر و مقتدر چنانچه مصلحت دیده و اراده نماید می تواند قطار غیبت را در خارج از ایستگاه اصلی و در بین مسیر نیز متوقف کرده و مسافرش را از قطار غیبت پیاده نماید!  

اگر ایمان و اعتقاد ما به امر ظهور در حد همین رشته عددی(ایام مستعد ظهور)باشد، درواقع اعتبار قول معصوم را از اراده و مشیت الهی برتر دانسته ایم و کاملاً بدیهیست که بهای پاداش هرکسی نیز بسته به همان میزان ایمان و اعتقاد او نسبت به حضرت حقتعالی است!     
بنابراین اگر ما آمدیم و اشتیاق و امیدمان به ظهور حضرت مهدی علیه السلام را در یک رشته عددی خلاصه نموده و صرفاً به گفته و نقل قول معصوم  وابسته کردیم، احتمالاً خدایتعالی نیز ظهور حضرتش را در همان ایستگاه های اصلی ممکن می گرداند.اما اگر باور و یقین ما از این فراتر رفت و اراده الهی را مقدم برهرچیزی پنداشتیم،آنگاه می توانیم در هرلحظه وساعت چشم انتظار ظهور ارباب ومولایمان باشیم انشاالله.

فراموش نکنیم که خود حضرت علیه السلام فرموده اند؛

"...امر و فرمان در مورد ما ناگهانی فراخواهد رسید..."

صیحه آسمانی جزء انفکاک ناپذیر امر ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام                
به اعتقاد این حقیر "صیحه جبرئیلی" و "فرج حضرت ولی عصر علیه السلام" همانند یک جفت دوقلوی بهم چسبیده می مانند که جداسازی آنها ناممکن است! 

اگر در سیمنار یا کنفرانسی شرکت کرده باشید حتماً خود دیده اید که درهنگام سخنرانی یک شخصیت برجسته ابتداء مجری مراسم به معرفی او می پردازد و سپس از وی دعوت می کند تا برای ادای سخنرانی به پشت تریبون بیاید!             
صیحه و بانگ آسمانی حضرت جبرئیل علیه السلام پیش از ظهور حضرت مهدی علیه السلام نیز عهده دار یک چنین رسالتی است ؛ یعنی معرفی و دعوت!
همانطور که بارها نیز در طی مقالات بدان اشاره شده، صیحه یکی از علائم حتمی ظهور است حتی اگر ما بخواهیم تصور کنیم که بنابر مشیت الهی امر فرج حضرت مهدی علیه السلام  در زمانی غیر از ایام مستعد ظهور رخ دهد.درواقع به بیان واضح تر باید گفت که این زمانها و تواریخ هستند که دستخوش تغییرات خواهند شد نه خود علائم حتمیه ظهور!                    
ما باید بدانیم که یک ظهور بی مقدمه(بدون صیحه) محل شک و شبهه و تردید برای تمامی مردم جهان خواهد بود و همچنین فرصتی برای سوء استفاده فریبکاران، حقه بازان و دجالگران چرا که هر شیطانی با اندکی آگاهی از فنون و رموز جادوگری می تواند با انواع و اقسام ترفندها خلق را بفریبد و ادعای مهدویت نماید و آن زمان تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که بازشناسی مهدی اصلی از مهدی بدلی چه دردسر و مکافاتی برای اهل زمین خواهد داشت...       
در جائیکه برخی جوکیان، مرتاضان و صوفیان با دست داشتن در علوم غریبه چنان کارهای حیرت انگیز و خارق العاده ای انجام می دهند که پیروان چندصدمیلیونی در سراسر جهان پیدا می کنند و جمع کثیری از اهل زمین را گرد خود جمع می نمایند، این بدگمانی و سوءظن ما نسبت به ظهور بی مقدمه(بدون صیحه) جای سرزنش و انتقاد ندارد!           
بنابرین از دیدگاه شخصی این بنده حقیر، پیش از امر ظهور انشاالله تعالی بانگ مهیب حضرت جبرئیل علیه السلامیا همان صیحه آسمانی، مسلماً و قطعاً رخ خواهد داد.
ما باید بدانیم حساسیت این موضوع(شناخت حضرت مهدی علیه السلام در هنگام ظهور)تا اندازه ایست که با تمامی این ملاحضات،  313 نفر یاران اصلی و اصحاب حضرت که به "حکام الله فی ارضه" مشهورند حتی با شنیدن صیحه جبرئیل نیز به یقین کامل نمی رسند!  

313 نفر اصحاب حضرت مهدی علیه السلام چگونه او را شناسائی می نمایند!؟    
این افراد همانگونه که اشاره شده همراه سایر مردم جهان بواسطه بانگ آسمانی هشیار می شوند اما برای رسیدن به مرحله یقین کامل مراحل دیگری را نیز طی می نمایند...در روایات اشاره شده که آن دسته از ایشان که توانائی "طی الارض" دارند شخصاً در مکه حاضر شده و به حضور حضرت شرفیاب می گردند اما آن دسته از ایشان که از قدرت طی الارض برخوردار نیستند در بستر خواب خویش و یا بواسطه ابرها به حضور حضرت رسانده می شوند.این ملاقات حضوری اصحاب با سرورشان در مکه نیز بر مراتب یقین آنها بیش از بیش می افزاید اما این پایان ماجرا نیست...آخرین مرتبه یقین یا همان یقین کامل برای ایشان در صورتی حاصل می شود که آنها تمامی زمین را در همان زمان جستجو نمایند و به جز مکه تمامی ارض را خالی از حجت الهی ببینند.بنابرین تعدادی از ایشان که توانائی طی الارض دارند موقتاً از حضور حضرت مرخص شده و زمین را به چند بخش تقسیم کرده و از آنجاکه مسلط به طی الارض هستند از حالت ماده خارج شده و در تراز انرژی قرارمیگیرند و همچون جریان باد در کمتر از ساعاتی تمام زمین را در می نوردند و همه جا را خالی از حجت الهی می بینند به جز شعاع کعبه که تنها نقطه ای برروی زمین است که حجت الهی آشکارا در پیرامون آن قراردارد.و بدین ترتیب در این هنگام است که مراتب یقین آنها کامل گشته و دست بیعت بسوی حضرت مهدی علیه السلام می گشایند.  

بررسی علائم حتمی ظهور -         
همانگونه که اشاره کردم چنانچه اراده و مشیت الهی اقتضا نماید شاید امرفرج حضرت ولی عصر علیه السلام بنا به مصالحی در خارج از زمان های پیش بینی شده صورت بپذیرد اما آنچه بدیهیست اینکه خود علائم دستخوش تغییر نخواهند شد و مقارن ظهور و یا اندکی پیش از آن سفیانی، یمانی، صیحه آسمانی،نفس زکیه و خسف بیداء رخ خواهند داد!        
اما اگر بخواهیم به خود امیدواری داده و اندکی خوش بینی به خرج دهیم و مثلاً جریان اموی مسلک داعش را نمادی از جنبش ارتجاعی سفیانی در نظر بگیریم و حتی گمان کنیم که شخص سفیانی(یا همان عثمان بن عنبسه)در اختفا ظهور نموده و از پشت پرده جریان انقلاب ارتجاعی خویش را اداره می نماید...    
و همچنین در سوی مقابل، انقلاب یمن را همان جنبش و قیام ترقی خواهانه شخصیت یمانی درنظر بگیریم و "سیدعبدالملک بدرالدین الحوثی" را همان یمانی موعود فرض نمائیم ....        
و کشتار حجاج بیت الله الحرام را در مقام ابراهیم، در حکم نفس زکیه اول و قتل عام عده کثیری از حجاج بیت الله الحرام در منا را در حکم نفس زکیه ثانی در نظر بگیریم باید قاطعانه عنوان کرد که هنوز از میان علامات حتمیه 2 علامت دیگر باقیست؛        
"صیحه آسمانی" که بعنوان کلیدی ترین و مهمترین علامت مربوط به ظهور توضیح آن مفصلاً عرض شد.
و دیگری "خسف بیداء"  است که قطعاً پس از ظهور حضرت مهدی علیه السلام رخ می دهد(بدین علت که پس از ظهور حضرت و انتشار اخبار آن، سفیانی به منظور دستگیری ایشان، سپاهی را بسوی مکه گسیل می دارد که این سپاه در بیابانی به نام بیداء مابین مکه و مدینه توسط زمین فروبلعیده می شود.)      
پس اگر اینها صحیح بوده باشد باید گفت که حلقه گمشده ما برای ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام بانگ بشارت حضرت جبرئیل علیه السلام یا همان صیحه آسمانی است.          
به قول "پناهیان" که می گفت : "علائم ظهور از هرسو ما را محاصره کرده اند" شاید حقیقتاً ما تمامی علامات را در کنار خود داریم و تنها در این میان اذن و اجازه حضرت حقتعالی یا همان صیحه آسمانی را کم داریم!       

دعا برای شنود صیحه آسمانی -                        
ما اگر حقیقتاً در انتظار فرج حضرت مهدی علیه السلام هستیم باید اول دعا کنیم که بانگ و آواز روح بخش  حضرت جبرئیل علیه السلام برآید و صیحه آسمانی در تمامی زمین شنیده شود!   
بانگی با شکوه، و خروشی با جلال و جبروت که همچون طوفانی در کمتر از لحظه ای سراسر زمین را در می نوردد و زنده و مرده را خبردار و آگاه می نماید...
بانگی رعدآسا که خفته را از خواب برمی خیزاند، ایستاده را می نشاند، و نشسته را برپای می دارد...
بانگی با هیبت و هیمنه که مردم را بسوی حق فرامی خواند و بسوی حضرت مهدی علیه السلام دعوت می نماید که درواقع همان اذن ظهور و قیام حضرت ولی الله الاعظم از جانب خدایتعالی است...
بانگی که هرکس از اهل زمین به زبان و کلام خویش آن را می شنود و به مفهوم آن پی می برد...    

کلامی با حضرت حقتعالی جل العظمته  -       
یا الله !                     "تا دیو کفن نشود         این زمین، وطن نشود"        

خداوندا ! تو شاهدی که این دیو کینه توز،شیطان ملعون این دشمن قسم خورده بشریت چه بلاها برسر اولاد آدم آورده و به مدد قوای شیطانی اش موطن او ارض زمین را به مرز نابودی کشانده.        

پروردگارا ! تو خود میدانی گره ای که آن ملعون و یاران غضب شده اش در کار آدمی انداخته اند، گره کوری است که به دست هیچ کس گشوده نخواهدشد مگر به دست یدالهی تو که از آستین بنده مخلص و خدوم تو حضرت ولی عصر بیرون آید و آنرا بگشاید.

بارالها ! تو ناظر و حاضر بر جمیع امور و احوالات این بشر آخرالزمان هستی و خود بهتر از هرکسی میدانی که این جماعت متفرق و هزارپارچه و گریزان از یکدیگر، هرگز توان ایستادگی و برابری در مقابل فتنه ابلیس و یارانش را ندارند.  

ای حضرت ملک تعالی !  ای یاور ضعیفان و درماندگان و بیچارگان !       
ترسم از این است که حصول بداء و تاخیر در امر فرج ولی تو، همین آشفته بازار فتنه زده را نیز به برهوت و ویرانه ای مبدل نماید، اگرچه می پذیرم که بشر مستوجب چنین عقوبتی و حتی بدتر از آن بوده است چرا که خود با پای خویشتن بدین مرداب آمده!     
اما آیا شود که به ما درماندگان و ضعیفان و بیچارگان رحم نمایی؟

یگانه معبودا ! تو خود میدانی که پیچیدگی کار در این عرصه آخرالزمان و در این میدان پایانی در اندازه ایست که اصلاح امور زمین از عهده اهل عصیان زده اش برنمی آید و از توان و قوت ایشان خارج است مگر در سایه رهبری الهی حجت تو.

ای حضرت حقتعالی ! تو را عاجزانه می خوانیم و ملتمسانه از تو تقاضا می کنیم که برای نجات زمین و اهلش دست تدبیر شکست ناپذیر خویش از آستین حجت خود برروی زمین بیرون آوری و به منظور اصلاح امور خلق، اذن ظهور این مصلح نجات بخش را به طنین بانگ عالم گیر جبرئیل، صادر فرمایی.  

ای خواجه قائم به ذات !        
به رسول گرامی تو، آن برگزیده خلقت - که درود تو بر او و خاندان عالی مقامش باد - اقتدا می کنیم و به انتظار روزی می نشینیم که به فرمان تو صاحب اجازه و مولای حقیقی ما، طنین بانگ حضرت جبرئیل علیه السلام اذن ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام را به همه اهل عالم بشارت دهد چرا که در قرآن خوانده ایم؛

" وَاسْتَمِعْ یَوْمَ یُنَادِ الْمُنَادِ مِن مَّکَانٍ قَرِیبٍ  "

و به امید اینکه آن روز همین امروز باشد. انشاالله           


(ثبت نظرات)